خرید بک لینک
چکیده

مقالهیِ کنونی نشانمیدهد که کمتوانیِ 1 1 در 1 خاصبودگیِ واقعیتِ تجربی سبب رویاروییِ دو رویکردِ عامگرایی و بومیسازی در علومِ اجتماعیِ ایران میشود، که هیچ یک قادر به توضیحِ خاصبودگیِ فردیِ واقعیتِ انضمامی نیستند. سپس با مروری بر نظریاتِ اصحابِ مکتبِ تاریخی خواهیمدید که به رغمِ تلاشِ اصحابِ این مکتب در توضیحِ خاصبودگی تاریخی، هرگز نتوانستند آن را به لحاظِ نظری صورتبندی کنند. گرچه کارهایِ پژوهشیِ بسیاری میتوان یافت که در توضیحِ «فردیتِ ساختاریِ» پدیدههایِ اجتماعی کامیاب بودهاند، اما توضیحِ نظری چنین کاری قرینِ توفیق نبودهاست. در ادامه، نشانخواهیمداد که دلیلِ اصلیِ ناکامیِ اصحابِ مکتبِ تاریخی در چنین کاری، «التزامِ هستیشناختی» معینِ آنها بودهاست. این هستیشناسی که مبتنی بر فهمی نیوتنی- اقلیدوسی از جهان است که در فلسفهیِ کانت صورتبندی شده، پیوسته فردِ تاریخی را در پرتوِ اینهمانی و وحدت تعریفمیکند. در نتیجهیِ چنین فهمی از هستی، نقطهیِ عزیمتِ تحلیلی همواره متضمنِ تقدمِ تصور است. در بخش نتیجهگیری خواهیمدید، که برای درگذشتن از این هستیشناسی، علومِ اجتماعی باید از چارچوبهایِ تبیینی فلسفههای درونماندگار، یا همان «فلسفههایِ پساقارهای» و فیزیک و ریاضیِ جدید بهرهببرد. در این دو منبع، میتوان فهمی از هستی یافت که کاملاً با هستیشناسیِ متعارف تفاوت دارد. در این هستیشناسی فرد دیگر متضمنِ همگونی، وحدت، همزمانی و تداوم نیست. از این روی، توضیحِ فرد نیز مستلزمِ تقدمِ تصور (در مقامِ عاملِ وحدتبخش) نمیباشد.

 

http://uploadweb.ir/home/download/68920/Article.pdf/

برچسب: نویسنده: ساناز بختیاری تاريخ: سه شنبه 17 خرداد 1401 ساعت: 8:26

صفحه بندی